غيبت
توی دانشگاه یه استادی داشتیم هرکسی زیادی غیبت میکرد جلوی اسمشو سوراخ میکرد، یه لهجه شمالی هم داشت....
یه روز که بدجور بارون میومد یه دختره دیر رسید سر کلاس....
دم در استاد اسمش رو پرسید....
لیست و نگاه کرد و گفت : (با لهجه شمالی بخونیدش) بیرون بکنمت خیس میشی.... تو بکنمت پرو میشی.... جلوتم که سوراخه... دختره بدجور سرخ شد رفت بیرون....
استاد بعد از نیم ساعت فهمید چه حرفی زده رفت.
+ نوشته شده در سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۴۳ ق.ظ توسط الهام
|
سلام دوستان من الهامم نويسنده اين وبلاگ